خرید بک لینک

دیشب که دلم از غم و از غصه رها بود تا صبح ز عشق تو به عیش و به صفا بود سرمست و غزل‌خوان سخن عشق تو می‌گفت در سینه صدای تپشش شور و نوا بود خورشید که گرم است از آن جمله ی آفاق یک ذره ی نوریست که از عشق شما بود در دفتر خود قصه ی ناخوانده نوشتیم این معجزه هم از کرم و لطف خدا بود اندیشه ی ما بود تهی از الف و نون ذوق و هنر و عشق تو ام راهنما بود تا دفتر دل را بزند دست تو امضاء مشق سحر شعر جوان حمد و دعا بود #آرش جوان

برچسب: نویسنده: النا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 11 شهريور 1405 ساعت: 20:45

صفحه بندی