خرید بک لینک

حدیث عشق

مست می حق

ای می تو چه داری که چنین تلخی و شیرین
باشی به دل خسته ی ما همدم دیرین
مستان همه اسرار تو را فاش بگفتند
دارند ز دست تو همه دیده ی خونین
اول که به مجلس شعف و شور فشانی
بعد از دو سه ساعت همه سرها شده سنگین
چون راستی آمد غم در سینه عیان شد
چون فاش شد آن غم همه دلها شده غمگین
در مذهب رندان می بیغش که حلال است
گویید چرا از نظر شیخ شده مسئله در دین
البته که آن می که حرام است در اسلام
در باور مستان حقیقی حرام است ز پیشین
شیخ از می تزویر و ریا مست مدام است
بر آن می پر حاشیه صد لعنت و نفرین
مست از می عشق اند جوان اهل حقیقت
حق داده به دست دلشان باده ی زرین
#آرش جوان

برچسب: نویسنده: النا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 11 شهريور 1405 ساعت: 20:45

صفحه بندی