داغ حسرت ها به خود دارد دل دیوانه ام
زآتش عشق تو می سوزد دل پروانه ام
داستان خسرو و شیرین کجا و ما کجا
همچو فرهادم به گوش خلق من افسانه ام
گفته بودی مرد را دردی اگر باشد خوش است
آتش عشقت ببین در سینه ی مردانه ام
دل نباشد یک دم از فکر تو و زلفت جدا
بسته ی زنجیر زلفت شد دل دیوانه ام
در دلم عشق تو می جوشد چون خم های شراب
خون رگ هایم شراب و من خودم میخانه ام
داغ عشق تو ز یادم برده فکر خویش را
من نه من باشم که از ما و منی بیگانه ام
در دل و گوشم سحر می گفت پیر می فروشرسانی
ناله کم کن ای جوان من صاحب میخانه ام
#آرش جوان
برچسب:
نویسنده: النا شریعتی